سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
تفسیر قرآن


تفسیر قرآن


درباره نویسنده
تفسیر قرآن
تفسیر قرآن[9]
امام علی علیه السلام : علم آنچه خواهد آمد و حدیث گذشته و درمان دردهای شما در قرآن است. به یاری خداوند در این وبلاگ نکاتی از تفاسیر نمونه و المیزان تقدیم خواهد شد.
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
شهریور 90 [2]


لینک دوستان
دکتر علی حاجی ستوده
.: شهر عشق :.
وبلاگ فارسی
لیست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ایران
اخبار فاوا
تفریحات اینترنتی
تالارهای گفتگو
خرید اینترنتی
طراحی وب

عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
تفسیر قرآن

آمار بازدید
بازدید کل :255
بازدید امروز : 1
 RSS 


بسم الله الرحمن الرحیم


آیات 23 و 24


وَ إِن کنتُمْ فى رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَ ادْعُوا شهَدَاءَکُم مِّن دُونِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ صدِقِینَ


قرآن همه منکران را دعوت به مبارزه با قرآن و همانند یک سوره مانند آن مى کند تا عجز آنها دلیلى روشن باشد بر حقانیت این کتاب آسمانی.


* امر در "فاتوا بسورة" امر تعجیزی است. یعنی هدف از این امر اثبات عجز و ناتوانی مخاطبان است. تا به همه بفهماند قرآن معجزه است و هیچ بشری نمی تواند مانند آن را بیاورد.


و ادعوا شهداءکم : برای تاکید بیشتر که از تمام گواهان خود یاری بگیرید.


من دون الله : اشاره به این است که حتى اگر همه انسانها جز الله دست به دست هم بدهند، براى اینکه یک سوره همانند سوره هاى قرآن بیاورند قادر نخواهند بود.


 ان کنتم صادقین : ایجاد تحریک برای قبول مبارزه است. برای اثبات راستگویی خود دست به کار شوید و سوره ای مانند قرآن بیاورید.


فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا وَ لَن تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتى وَقُودُهَا النَّاس وَ الحِْجَارَةُ أُعِدَّت لِلْکَفِرِینَ


در این آیه با تعبیرهای مختلف سعی در تحریک مخالفان دارد به اینکه با قدرت ممکن به قبول مبارزه برخیزند و بعد از عجز و ناتوانی بفهمند که قرآن کلامی الهی و معجزه ای جاوید است.


اعدت للکافرین : آتش هم اکنون برای کافران آماده شده است و جنبه نسیه ندارد.


وقود: آتشگیره. ماده قابل اشتعال مانند هیزم.


تفاسیر مختلف در مورد "حجارة" : 1- بتهایی که آنها از سنگ ساخته بودند. 2-  اشاره به سنگهاى گوگردى است که حرارتشان بیش از سنگهاى دیگر مى باشد. 3- منظور از این تعبیر توجه دادن به شدت حرارت دوزخ است ، یعنى آنچنان حرارت و سوزندگى دارد که سنگها و انسانها را همانند هیزم شعله ور مى سازد.


^ تفسیر سازگارتر با آیات : آتش دوزخ از درون خود انسانها، و سنگها، شعله ور مى شود، و با توجه به این حقیقت که امروز ثابت شده همه اجسام جهان در درون خود، آتشى عظیم نهفته دارند، (یا به تعبیر دیگر انرژیهائى که قابل تبدیل به آتشند) درک این معنى مشکل نیست و لزومى ندارد که آن آتش سوزان را شبیه آتشهاى معمولى این جهان بدانیم .


 



نویسنده : تفسیر قرآن » ساعت 6:42 عصر روز پنج شنبه 3 آذر 90



بسم الله الرحمن الرحیم


آیه 22:

اشاره به نعمات دیگر خداوند :

1- آفرینش زمین

تعبیر به فراش(بستر استراحت) : مفهوم آرامش و آسودگى خاطر و استراحت ، گرم و نرم بودن و در حد اعتدال قرار داشتن .

امام سجاد (ع):

" خداوند زمین را مناسب طبع شما قرار داد و موافق جسم شما، آن را گرم و سوزان نساخت تا از حرارتش بسوزید، و زیاد سرد نیافرید تا منجمد شوید، آن را آن قدر معطر و زننده قرار نداد تا بوى تند آن به مغز شما آسیب رساند و آن را بدبو نیافرید تا مایه هلاکت شما گردد، آن را همچون آب قرار نداد که در آن غرق شوید و نیز چنان سفت و محکم نیافرید تا بتوانید در آن خانه و مسکن بسازید و مردگان را (که وجودشان در سطح زمین مایه هزار گونه ناراحتى است) در آن دفن کنید، آرى خداوند این گونه زمین را بستر استراحت شما قرار داد"

2- نعمت آسمان

کلمه" بناء" با توجه به کلمه" علیکم" : آسمان بر بالاى سر شما بنا شده است.

" سماء" : قدر مشترک معانی آن چیزى است که در جهت فوق قرار گرفته است، یکى از آنها که در این آیه به آن اشاره شده است همان جو زمین است.

امام صادق (ع) :

" اى مفضل در رنگ آسمان بیندیش که خدا آن را اینچنین آبى آفریده که موافقترین رنگها براى چشم انسان است و حتى نظر کردن به آن دیده را تقویت مى‏کند."

3- نعمت باران

امام سجاد (ع) :

" خداوند باران را از آسمان نازل مى‏کند تا به تمام قله‏هاى کوه‏ها، تپه‏ها و گودالها و خلاصه تمام نقاط مرتفع و هموار برسد (و همگى بدون استثناء سیراب گردند) و آن را دانه دانه و نرم و پى در پى- گاهى به صورت دانه‏هاى درشت و گاهى قطره‏هاى کوچکتر- قرار داد، تا کاملا در زمین فرو رود، و سیراب گردد، و آن را به صورت سیلابى نفرستاد تا زمینها و درختان و مزارع و میوه‏هاى شما را بشوید و ویران کند"

4- انواع میوه ها

بیان این نعمات از یک سو، رحمت وسیع خدا را بر همه بندگان مشخص مى‏کند و از سوى دیگر بیانگر قدرت او است که چگونه از آب بى‏رنگ صد هزاران رنگ از میوه‏ها و دانه‏هاى غذایى با خواص متفاوت براى انسانها،
و همچنین جانداران دیگر آفریده است.

انداد : جمع "ند" : شریک و شبیه، همانندی در گوهر ذات. (این شباهت و شرکت در پندار مشرکان بوده نه اینکه امر واقعی باشد.)

فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ :

می دانید بتها نه آفریننده اند و نه روزی می دهند و نه کمترین مواهبی دارند پس چگونه آنها را شبیه خدا قرار می دهید؟!

قرار دادن شریک برای خدا منحصر به پرستش بتها و یا انسانی همچون مسیح (ع) نیست. معنای وسیعی دارد و صورتهای مخفی تر را نیز شامل می شود. به طور کلی هر چه را در ردیف خدا در زندگی موثر دانستن یک نوع شرک است.

انداد، همان شرک است که گاهى پنهان‏تر است از حرکت مورچه است بر سنگ سیاه در شب تاریک.

در حدیثى مى‏خوانیم که مردى در برابر پیامبر اکرم (ص) این جمله را گفت:

ما شاء اللَّه و شئت (هر چه خدا بخواهد و تو بخواهى) پیامبر فرمود:
اجعلتنى للَّه ندا:"آیا مرا شریک خدا و همردیف او قرار دادى"؟!.


نویسنده : تفسیر قرآن » ساعت 3:0 عصر روز جمعه 27 آبان 90


بسم الله الرحمن الرحیم


آیه 21 :

یا ایها الناس : خطاب جامع و عمومی. همگان از هر قشر و قبیله و نژادی مخاطب این دعوت هستند.

برای جذب توجه و برانگیختن حس شکرگزاری نسبت به خالق یکتا از مهمترین نعمت شروع می کند: نعمت خلقت و آفرینش. (اعبدوا ربکم الذی خلقکم)

و الذین من قبلکم : اشاره به اینکه اگر در پرستش بتها استدلال به سنت غلط پیشینیان می کنید خداوند هم آفریننده شماست و هم آفریننده قبل از شما.

^^اندیشه در خلقت خود و پیشینیان موجب خضوع در برابر خالق یکتا و پرستش اوست = یادآوری این نعمتها هم دلیلی است بر خداشناسی و هم دلیلی است بر شکرگزاری و پرستش.

لعلکم تتقون : تقوا نتیجه پرستش است.

^^ پرستش خدا به عظمتش نمی افزاید و عدم پرستش از عظمتش نمی کاهد. این عبادتها کلاسهای آموزش تقوا و پرهیزکاری است.
تقوا: معیار ارزش و میزان سنجش شخصیت انسان



نویسنده : تفسیر قرآن » ساعت 4:8 عصر روز پنج شنبه 26 آبان 90


بسم الله الرحمن الرحیم



نفاق: معنای وسیعی دارد و به طور کلی هر گونه دوگانگی ظاهر و باطن، گفتار و عمل را شامل می شود.

^^ در افراد مومن هم ممکن است نفاق باشد که به آن "رگه هایی از نفاق" گفته می شود.

حدیثی از معصوم(ع):

" سه صفت است که در هر کس باشد منافق است هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند: کسی که در امانت خیانت می کند، کسی که به هنگام سخن گفتن دروغ می گوید و کسی که وعده می دهد و خلف وعده می کند."

امام صادق(ع):

ریا و ظاهر سازی، درختی (شوم و تلخ) است که میوه ای جز شرک خفی ندارد و اصل و ریشه آن نفاق است.


"یخادعون الله و الذین آمنوا" : معنی مخادعه: نیرنگ و خدعه از دو طرف.
^^ منافقان از یک سور بر اثر کوردلی اعتقاد داشتند که پیامبر اسلام(ص) یک خدعه گر است که برای حکومت بر مردم، دین و نبوت را مطرح ساخته و افراد ساده لوح از او پیروی می کنند لذا باید در مقابل او با خدعه مبارزه کرد. پس از سوی دیگر نیرنگ می زدند.

"و ما یخدعون الا انفسهم و ما یشعرون" : این آیه هر دو پندار آنها را در هم می کوبد. اثبات می کند خدعه از جانب خود آنهاست (یک طرفه) و از سوی دیگر می گوید این خدعه و نیرنگ نیز به خودشان باز می گردد و نمی توانند خدا و مومنان را فریب دهند.

دلیل تعبیر یخادعون الله :

1- خدعه و نیرنگ با پیامبر و مومنان همچون خدعه و نیرنگ با خداست.(تعظیم پیامبر و مومنان).

2- بر اثر عدم شناخت صفات خداوند با افکار ناقص خود به راستی فکر می کردند می توانند خدا را فریب دهند و چیزی را از او پنهان کنند.

نکته:

منافقان برای رهایی از سرزنش وجدان، آن را فریب می دادند و به خود تلقین می کردند که در پی اصلاح طلبی هستند و تمام اعمال شنیع خود را توجیه می نمودند. نمونه این توجیه را در منافقین و کفار این عصر نیز به وضوح می بینیم.



نویسنده : تفسیر قرآن » ساعت 7:6 صبح روز سه شنبه 24 آبان 90



بسم الله الرحمن الرحیم



در قرآن کرارا فعالیتهای انسان به تجارت تشبیه شده است.

منافقان به جای بهره از این تجارت، هدایت را دادند و گمراهی را خریدند.
این انتخاب غلط دو زیان بزرگ داشت:

1- سرمایه های مادی و معنوی خود را از دست دادند بدون هیچ سودی.
2- به نتیجه شوم مورد نظر خود نیز نرسیدند و رسوا شدند.

تشبیه اول :

- منافقان می پنداشتند که می توانند در همه حال خود را حفظ کنند و در پرتو روشنایی ضعیف و ناپیدار می خواستند راه زندگی خود را ادامه دهند.

استوقد نارا : آنها برای رسیدن به نور از "نار" استفاده کردند. آتش هم دود و خاکستر و هم سوزش دارد. آن نور مختصر یا اشاره به فروغ وجدان و فطرت توحیدی است و یا اشاره به ایمان نخستین آنهاست که در اثر تقلیدهای کوکورانه پرده های ظلمت آن را فرا گرفت.
^ چشم بینا، گوش شنوا، زبان گویای آنها از بین رفت.

- نفاق برای مدت طولانی نمی تواند موثر واقع شود. نفاق همچون شعله کم دوامی است که در بیابانی در مسیر وزش طوفانهاست.
^^ دیری نمی پاید که چهره واقعی آنها اشکار شود.

- نور ایمان عالمگیر است در حالیکه نفاق اگر پرتویی هم داشته باشد تنها دایره کوچکی از اطراف خود را برای مدت کوتاهی روشن می کند.

تشبیه دوم :

- منافقان در شبی طوفانی در دشتی وسیع و ظلمانی حیرانند. نه پناهگاهی دارند و نه ظلمت اجازه می دهد آنها قدمی از قدم بردارند. ممکن است صاعقه های رعد و برق آنها را هلاک کند. تا میخواستند با نور برق آسمان قدمی بردارند خاموش می شد و ظلمت جای آن را می گرفت.
^^
- مومنان همچون سیل خروشان پیش می روند و منافقان بدون پناهگاه ایمان در میان آنها هستند. جهاد مسلمین همانند خروش رعد و صاعقه بر سر آنهاست . گهگاهی فرصتهایی داشتند اما چون برق آسمان دیری نمی پایید. پیشرفت سریع اسلام چون برق آسمان چشم آنها را خیره می کرد. آیات قرآن از رازهای نهانیشان پرده برداشت و همچون صاعقه آنها را هدف قرار می داد.

تفاوت میان تشبیه اول و دوم:

1- تشبیه اول اشاره به منافقانی است که در آغاز وارد صف مومنان شده بودند و حقیقتا ایمان آوردند اما این ایمان پابرجا و استوار نبود و به نفاق گرائید. تشبیه دوم حال منافقانی است که از آغاز در صف منافقان بودند و برای یک لحظه هم ایمان نیاوردند.

2- تشبیه اول بازگو کننده حال افراد است و تشبیه دوم مجسم کننده وضع محیط های پر خطری است که منافقان در آن زندگی می کنند.




نویسنده : تفسیر قرآن » ساعت 7:6 صبح روز سه شنبه 24 آبان 90


بسم الله الرحمن الرحیم


آیات 8 تا 20 :

در این آیات وضع منافقین بیان می شود.

اسلام در یک مقطع خاص تاریخی خود با گروهی رویرو شد که نه اخلاص و شهامت ایمان آوردن داشتند و نه قدرت و جرات مخالفت صریح. به همین خاطر ظاهر آنها اسلامی بود و در باطن مخالف اسلام بودند. و چون موضع آنها نامشخص و شناختشان مشکل بود خطرناک ترین دشمن محسوب می شدند.

منافق از ماده "نفق" به معنای کانالهایی است که زیر زمین می زنند تا برای استتار یا فرار از آن استفاده کنند.

"فی قلوبهم مرض" : نفاق یک نوع بیماری است. انسان سالم درون و برونش با هم هماهنگ است و نفاق یک نوع تضاد و ناهماهنگی را بر وجود انسان حاکم می کند.

"فزادهم الله مرضا" : تراکم افکار و اعمال انسان در یک مسیر آن را پر رنگتر و راسختر می کند.

"و لهم عذاب الیم بما کانوا یکذبون" : سرچشمه نفاق دروغ است تا بتوانند تناقضهای رفتار و افکارشان را توجیه کنند.

ویژگیهای منافقین در این آیات:

1- ادعای اصلاح طلبی (چون گناه حس تشخیص انسان را از بین می برد آنها انقدر به راه نفاق خو گرفتند که گمان می کنند مصلحند!)

2- خود را عاقل و هوشیار و مومنان را سفیه و ساده لوح و خوش باور می پندارند. (در منطق آنها جای سفاهت و عقل عوض شده است!)

3- هر روز به رنگی در می آیند و در میان هر جمعیتی با آنها هم صدا می شوند.

عوامل بروز نفاق در یک اجتماع:

1- پیروزی و قدرت آئین انقلابی موجود و تسلط آن بر اجتماع
2- ضعف روحیه و فقدان شخصیت و شهامت کافی برای رویارویی با حوادث سخت.

با استفاده از آیات مختلف قرآن کریم و احادیث این نشانه ها برای منافقین بیان می شود:

1- هیاهوی بسیار و ادعاهای بزرگ. گفتار زیاد و عمل کم و ناهماهنگ.

2- رنگ هر محیط را به خود گرفتن.

3- حساب خود را از مردم جدا کردن و تشکیل انجمنهای سری.

4- خدعه، نیرنگ، فریب و دروغ، تملق و چابلوسی، پیمان شکنی و خیانت.

5- خودبرتربینی و مردم را ناآگاه، نادان و ابله قلمداد کردن و خود را عاقل و هوشیار دانستن.

صفت بارز منافقان: دوگانگی شخصیت و تضاد برون و درون.



نویسنده : تفسیر قرآن » ساعت 10:50 عصر روز شنبه 12 شهریور 90


بسم الله الرحمن الرحیم


تفسیری برای حروف مقطعه قرآن کریم:

این حروف نشانه این است که قرآن کریم با این همه عظمتی که دارد و تمام سخنوران و دانشمندان را از همانند آوردن خود عاجز کرده است از همین حروف ساده الفباست که در اختیار همگان است. همان گونه که خداوند از خاک انسانها و موجودات با عظمتی را خلق کرده از این حروف ساده الفبا نیز کلماتی عظیم بیان فرموده است که بشر از اوردن حتی سوره ای کوچک همانند آن عاجز است.

توجه: عصر جاهلیت یک عصر طلایی از نظر ادبیات برای اعراب می باشد به طوری که اشعار آن زمان از اصیل ترین و پرمایه ترین اشعار عرب محسوب می شود و قرآن در آن زمان نازل شد و موجب تحیر فصیح ترین سخنوران گردید.

دو شاهد برای این تفسیر:

1- امام سجاد(ع) فرمود: قریش و یهود به قرآن نسبت ناروا دادند و گفتند: قرآن سحر است، آن را خودش ساخته و به خدا نسبت داده است. خداوند به آنها اعلام فرمود: "الم، ذلک الکتاب لا ریب فیه" یعنی: ای محمد! کتابی که بر تو فرو فرستادیم از همین حروف مقطعه (الف - لام - میم) و مانند آن است که همان حروف الفبای شما است.

2- در 24 مورد از آغاز سوره هایی که با این حروف شروع شده است، بلافاصله سخن از قرآن و عظمت آن به میان آمده است. نتیجه: بین این حروف مفطعه و عظمت قرآن ارتباطی است.


دلیل به کار بردن "ذلک" در عبارت "ذلک الکتاب ..." : گاهی از اسم اشاره بعید برای بیان عظمت چیز یا شخصی و بیان مقام بلند قدر آن استفاده می شود.

"والذین یومنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک" : متقین اختلافی از نظر اصول و اساس در دعوت انبیاء نمی بینند. و به تمام پیامبران ایمان دارند.

در این 5 آیه از فعل مضارع استفاده شده است. دلیل: متقین کسانی هستند که در مسیر زندگی استمرار و ثبات دارند و همواره دارای این 5 خصوصیتند.

تقوا : یک نیروی کنترل درونی است که انسان را در برابر طغیان شهوات حفظ می کند و در واقع نقش ترمز نیرومندی را دارد که ماشین وجود انسان را در پرتگاهها حفظ و از تندروی های خطرناک باز می دارد.

امام علی(ع): بدانید ای بندگان خدا، تقوا دژی است مستحکم و غیر قابل نفوذ.


 



نویسنده : تفسیر قرآن » ساعت 10:49 عصر روز شنبه 12 شهریور 90